خوشه کسب و کار گلیم، جاجیم و ماشته لرستان

‌‌‌‌

ویژگی‌های جمعیتی استان لرستان

ویژگی‌های جمعیتی استان لرستان

در بهار سال ۱۹۴۵ برای نخستین بار در ایران، آقای گیرشمن با حفاری غاری در تنگ پَبده در کوه‌های بختیاری واقع در شمال شرقی شوشتر موفق به یافتن بقایای انسان عهد پیش از تاریخ گردید که آن‌ها را مربوط به ۱۰ تا ۱۵ هزار سال قبل از میلاد دانسته‌اند. با بررسی‌هایی که از سال ۱۳۴۳ تا سال ۱۳۴۸ به وسیله هیئت‌های علمی دانشگاه‌های رایس آمریکا و کمبریج انگلستان انجام گرفت، در نقاط مختلف منطقه لرستان آثار تمدن، از دوره‌های مختلف حجر به‌دست آمد. قدیمی‌ترین آثار تمدن سنگی، از کوه «همیان» واقع در شمال کوهدشت و بعضی نقاط دشت «رومشکان» و نیز از غار «کنجی» واقع در جنوب شرقی دره خرم‌آباد و غارهای دیگر این دره یافت شد. ابزار یافت شده از غار کنجی و غار همیان مربوط به دوره پالئولیتیک (پارینه سنگی= حجر قدیم) می‌باشد. در دیگر نقاط لرستان نیز آثاری از دوره‌های میانه سنگی و نوسنگی بازشناخته شده‌اند.

با کاوش‌ و بررسی‌هایی که به عمل آمده است، لرستان از دیرباز مسکون بوده است. سیر و تحول زمان و رویدادهای مختلف طبیعی، امکان تکامل تمدن را فراهم کرده و ساکنان آن در جهت این تحول پیشرفت‌هایی حاصل نموده و به تدریج با اختراع و ایجاد وسایل و ابزار تازه، زندگی کامل‌تری را به‌وجود آورده‌اند که این سیر تحول تدریجی در طول مدتی نزدیک به سی و پنج هزار سال انجام گرفته است. از ابزار سنگی به‌دست آمده زندگی و نوع معاش افراد دوره حجر لرستان، قابل توجه و بررسی است. خوراک عمده آنان از گوشت حیواناتی تأمین می‌شده است که در اطراف اقامتگاه خود شکار می‌کرده‌اند. در این جامعه بدوی، زنان علاوه بر نگهبانی آتش و احتمالاً ساختن ظروف سفالی، در کوه‌ها به جستجوی ریشه‌های خوردنی نباتات و جمع‌آوری میوه‌های خشک می‌پرداختند. پس از خشک شدن دره‌ها به دلیل بی‌آبی، دگرگونی‌های تازه‌ای در شرایط زندگانی آنان حاصل شد. کوچ آنان از کوه به دشت تحول تازه‌ایست که نتیجه تغییر در وضعیت طبیعت است. اقامتگاه‌هایی که در دشت‌های کوهدشت و دره خرم‌آباد مورد مطالعه قرار گرفته‌اند رابطه این تغییرات را مشخص می‌سازد. در بعضی از این آثار ظروف سفالی دست‌ساز دیده می‌شود که نشانه آنست که هنوز آنان به اختراع چرخ کوزه‌گری موفق نشده‌اند.

ساکنان اولیه منطقه لرستان بدین شرح می‌باشند:

در هزاره دوم پیش از میلاد قبایلی کوهستانی در ناحیه واقع میان ماد و ایلام (در لرستان کنونی)  به نام کاسیت یا کاسیان مشهور بوده‌اند که چیره‌دستی فوق‌العاده‌ای در ساختن مصنوعات مفرغی به‌دست آورده بودند. این قوم در زمان خود، مهم‌ترین قبایل کوهستان زاگرس شمرده می‌شدند.

 

محل سکونت کاسیت‌ها که به زبان اَکَدی؛ «کاشی» گفته می‌شدند، از زمان‌های قدیم تا فتح ایران به‌دست اسکندر مقدونی، کشوری کوهستانی بود واقع در بخش علیای رودهایی که دره‌های آن‌ها، در عهد باستان کشور عیلام را تشکیل می‌داد و اکنون لرستان نامیده می‌شود. بنابر نظر دیاکونف دانشمند روسی، کاسیان قبیله‌ای کوهستانی بودند و پیشه دامداری داشته‌ و به زبانی که با عیلامی نزدیکی داشت، سخن می‌گفتند.

در نیمه اول هزاره دوم قبل از میلاد، بخشی از کاسیان در حرکت و انتقال قبایل شرکت جسته از کوه‌ها به دره رود دیاله نفوذ کرده و از آنجا گاه و بیگاه به بابل دستبرد می‌زدند. اکثر محققان این فعالیت کاسیان را به ظهور اسب؛ حیوانی مناسب جهت حمل و نقل مربوط می‌دانند. از زمان‌های دیرین مردم آسیای غربی با اسب آشنا بودند، ولی اسب در آن زمان هنوز اهلی نشده بود و اهلی شدن اسب با نام کاسیت‌ها بستگی و پیوستگی دارد.

نفوذ روزافزون شاهان کاسیت و تسلط آنان بر کشور همسایه خود بابل و حمله بر آن دولت، از جمله حوادث مهم این زمان است. از عواملی که موجب تسلط قوم کاسیت بر بابل شد در وهله اول نیرومندی آنان و دوم ضعف حکومت و بی‌خبری و تن‌آسائی مردم بابل بود.

قوم کاسیت که همسایه شرقی دولت بابل بود، قبیله‌ای نیرومند بودند که هشت سال پس از مرگ «حمورابی» بر کشور بابل تاختند و به جای خود برگشتند و پس از آن حملاتی پی در پی به این کشور نمودند تا عاقبت به عنوان کشورگشایان، حکومت را بدست گرفتند و نزدیک به شش قرن حکمرانی آنان دوام یافت تا آنجا که پس از «آگوم دوم»، شاهان کاسی به‌ صورت شاهان واقعی بابل درآمدند و تا زمانی که دره دیاله، در دست شاهان کاسی بابل بود، قادر بودند کماکان با میهن کوهستانی خویش مرتبط باشند و عنصر نژادی کاسی محفوظ بماند.

عیلام نخستین دولتی بود که در هنگامی که کاسیت‌ها هنوز بابل را تحت اشغال داشتند نیرو گرفت و آخرین ضربه خود را وارد آورد که از این پس بابل با سلسله کاسیت دیگر رقیبی خطرناک برای عیلام به‌شمار نمی‌رفت، بلکه تهدید بیشتر از جانب آشور بود. سرانجام «شوتروک ناخونته» اول پادشاه عیلام (۱۲۰۷-۱۱۷۱ قبل از میلاد) به بابل حمله کرده و شکستی قطعی بر کاسی‌ها وارد آورد و آخرین نماینده سلسله کاسی را برانداخت و پسر خود را جانشین او کرد. در این زمان دامنه فتوحات عیلام به نقاط دور کشیده شد و تا هجوم آشور و دوره اعتلای این دولت، که قرن یازدهم پیش از میلاد ابتدای آنست، ادامه یافت.

در سال ۷۰۲ «سناخریب» پسر «سارگن» به کشور «الی‌پی» لشکرکشی کرد، ولی منظور او دست یافتن به کشور کوه‌نشینان جنوب این ناحیه، یعنی لرستان بود. در این محل آشوری‌ها پیروز شدند و تعداد زیادی اسب و قاطر به غنیمت گرفته و مردم آن ناحیه را در دو قلعه، و اسرای خارجی را در قلعه سوم مستقر ساخته و خود به طرف کشور «الی‌پی» سرازیر شدند. در آنجا نیز پیروزی همراه آنان بود و منظور از این جنگ، بی‌طرف کردن گله‌چرانان لرستان یعنی قوم کاسیت بود، تا نتوانند با کشور همسایه خود «الی‌پی» متحد شوند. تا قرن هفتم پیش از میلاد، آشوری‌ها هنوز ناحیه لرستان را به عنوان کشور «کاسی» می‌شناختند و مرز شمالی آن، کوه «چهل نابالغان» (قله‌ای از کوه گری واقع در شمال لرستان)  بود.

بنابراین کاسی‌ها قدیمی‌ترین ساکنان و حکام  لرستان بوده‌اند که احتمالاً تا زمان انقراض هخامنشیان نیز فرزندان آن‌ها باقی بوده است و تأثیر تمدن و فرهنگ و هنر آنان در تشکیلات و تمدن مادها و هخامنشیان غیرقابل انکار است.

در منطقه وسیع لرستان و نواحی مختلف آن، مردم با آداب و رسوم و عقایدی زندگی می‌کنند که با این که در قسمت‌هایی وجه اشتراک دارند ولی در بعضی موارد دیگر تمایز و اختلاف نیز مشاهده می‌گردد.

براساس سرشماری عمومی نفوس و مسکن سال ۱۳۹۰، استان لرستان ۱۷۵۴۲۴۳ نفر جمعیت دارد. جمعیت شهری و روستایی شهرستان‌های استان بر اساس این سرشماری به شرح زیر می‌باشد:

نام شهرستان جمعیت شهری جمعیت روستایی جمعیت غیرساکن
ازنا ۴۱۷۰۶ ۲۹۸۴۲ ۳۸
الیگودرز ۸۹۵۲۰ ۵۰۶۹۱ ۶۴
بروجرد ۲۴۵۷۳۷ ۹۱۸۹۴ ـــ
پلدختر ۳۲۵۹۴ ۴۲۳۷۱ ۳۶۲
خرم‌آباد ۳۵۴۸۵۵ ۱۳۲۰۳۴ ۲۷۸
دلفان ۶۲۱۹۰ ۸۱۹۷۱ ـــ
دورود ۱۰۰۹۷۷ ۶۱۸۲۳ ـــ
سلسله ۳۳۱۳۳ ۴۰۰۲۱ ـــ
کوهدشت ۱۱۱۷۳۶ ۱۰۷۰۶۰ ۱۲۵